تبليغاتX
ماهان کوچولو

ماهان کوچولو

عزیز دوست داشتنی ما 20 اردیبهشت 1386 به این دنیا پا گذاشت

آتلیه

سلام به همگی عزیزان چند وقت پیش بعد از دوسال امروزو فردا کردن

بالاخره وروجکمونو بردیمش آتلیه و کلی عکس ازش گرفتیم و قاب کردیم

 نمیدونین چقدر قاب هاش قشنگ شد چندتا از عکساشو ببینین

 

Picasion.Com

 

Picasion.Com

 

Picasion.Com

شنبه 13 تیر1388 |

تولدت مبارک

ماهان عزیزم تولدت ۲ سالگیت مبارک

 

سلام به همگی چند شب پیش تولد ماهان بود البته به خاطر مسافرایی که داشتیم مجبور شدیم با چند روز تاخیر براش تولد بگیریم.

Picasion.Com

اینم کیک تولدش که فقط چند دقیقه سالم بود.

واااااای نمیدونین که ماهان چقدر شیطونی کرد همش نشسته بود کنار کیک تولدش و به کندوکاو مشغول بود اینم مدرکش :

Picasion.Com

مجبور شدیم خوابش کنیم و با خیال راحت شروع به عکس گرفتن کنیم

هنوز به نیم ساعت نکشیده بود که دوباره سرو کله ی آقا پسر پیدا شد ولی این دفعه خوش اخلاق شده بود

Picasion.Com

 Picasion.Com

 

Picasion.Com

خلاصه با حضور خودش کادوها رو باز کردیم

از یکی از عروسکاش خیلی خوشش اومده بود همش بغلش میکرد

Picasion.Com

کلا شب به یاد موندنی بود جای همتون خالی

شنبه 26 اردیبهشت1388 |

عید

بوی باران بوی سبزه بوی خاک

شاخه های شسته باران خورده پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگ های سبز بید

عطر نرگس رقص باد

نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک میرسد اینک بهار

خوش به حال روزگار

سال ۱۳۸۸ بر همه شما عزیزان مبارک

یکشنبه 2 فروردین1388 |

تولد وبلاگ

چه لطیف است حس آغازی دوباره

و جه زیباست رسیدن دوباره به روز ابتدایی بودن

و چه اندازه شیرین است امروز روز میلاد ...

روز تو

روزی که تو آغاز شدی ...

امروز۲تا تولد داریم اولیش تولد وبلاگمونه باورم نمیشه از روزی که برای اولین بار

 شروع به نوشتن وبلاگ ماهان کردیم یک سال میگذره خیلی سریع گذشت واتفاقات

 زیادی توی این سال افتاد ، ماهان کوچولومون هم خیلی بزرگ تر و بامزه تر شده

و اما دومین تولد ، تولد منه(نوشین) خیلی ممنونم از همه کساییکه به یادم بودن و از راه دور

 تولدمو بهم تبریک گفتن

منم از وب ماهان سوء استفاده کردم و هرچی دلم خواست گفتم

راستی ۶ روز دیگه بیشتر به سال نو نمونده .

 به امید روزای بهتر

 

یکشنبه 25 اسفند1387 |

آزادی

سلام

امروز شنبه است و تعطیل هوا ابری و دلگیره دلم هوای روزای

 دانشجویی و بی بچگی و آزادی و کرده

روزای کاری سختی رو میگذرونم وقتی هم که میام خونه غرولندای

 ماهان و باید تحمل کنم که به خاطر دندون در آوردنش خیلی عصبی

 شده دوباره صبح ساعت ۶ روز از نو روزی از نو

عمرا دیگه هوس بچه دار شدن به سرم بزنه انگار آدم پیر و فرسوده

میشه

 جالب اینجاست که مواقع بی حوصلگی یادم به وب نوشتن میفته

انگار سبک تر میشم

مثل اینکه دیگه خیلی ناله شدم حالا چندتا از عکسای جدید ماهان و

براتون میزارم تا دلتون باز بشه

 

شنبه 4 آبان1387 |

عكس هاي شيراز

سلام

چند تا از عكسايي كه توي شيرازازماهان گرفته بوديم اسكن كرديم

اينطور كه معلومه حالا حالا ها بايد به اسكن كردن ادامه بديم

عكس دوم پسر كوچولويي كه كنار ماهان ايستاده آرينه همون كه

تعريفشو كرده بودم

 

 

پنجشنبه 11 مهر1387 |

سفر

سلام ما اومدیم اما این بار با روحیه ای بهتر روزای

آخر تابستون تصمیم گرفتیم به یه مسافرت چندروزه

به شیراز بریم خوب بود خوش گذشت ولی تا اومدیم

بفهمیم تموم شد

بابای ماهان لطف فرمودن دوربینمونو سوزوندن وما

مجبور شدیم با دوربین معمولی عکس بگیریم

عکسامون خیلی جالب و قشنگ شد حیف که نمیتونم

بزارم توی وب

ضمنآ آقا ماهان چند تا دوست دختر که سنشون ۱۰

برابر خودش بود پیدا کرد خدا به داد من برسه وآینده

توی باغ عفیف آباد شیراز یه پسرکوچولوی نازنازی

که اسمش آرین بود با ماهان دوست شد و بابا مامانشو

ول کرده بود و هرجا ماهان میرفت دنبالش راه میفتاد

راستی یادم رفت بگم از دلوار بوشهر اومده بود دلم

براش تنگ شده برای مردم مهربون شیرازم خیلی

دلم تنگ شده

من که از روزه گرفتن معافم ولی امیدوارم نماز روزه

های شما قبول باشه

دوشنبه 25 شهریور1387 |

دلواپسي

سلام به همه دوستايي كه مارو قابل ميدونن و به وبلاگ ماسر ميزنن واي شهريور اومد و دوباره دلهره و اضطراب به سراغم اومده تقريبا دو هفته ديگه مدارس باز ميشه بايد ماهانو بذارم برم سر كار واي خدايا طاقت دوريشو ندارم خاله نوشينم كه دوباره ما رو تنها ميذاره ماهان اينقدر بهش وابسته شده كه خدا ميدونه توخونمون دايم صدا ميكنه( ننن)يعني نوشين هميشه آرزوم بود پاييز بياد اما امسال دلم ميخواد اصلا نياد كه نياد جشن تولدشم اينقدر به تعويق افتاد كه ماه رمضون اومد انگار ديگه حس تولد گرفتنم ندارم ولش كن خلاصه ذهنم پر از افكار منفيه به اميد روزاي بهتر

چهارشنبه 13 شهریور1387 |

کلافه

ماهان و این جوری مظلوم نبینینشا یه شیطونی شده که

 اون سرش نا پیداست به عبارتی آسایش و آرامش و از

 هممون گرفته چندروز پیش یه قندون خیلی خوشگل

که مامانم یعنی مامان بزرگ ماهان خیلی دوسش داشت

 توسط دستان مبارک شاخ شمشاد بر زمین فرود آمد و

 تکه تکه شد.

پس از این دست گل زیبا وشرمندگی من نوبت به

 پنکه رسید وای چنان ضربه ای به پنکه بیچاره وارد

 کرد که دو تا از پره هاش شکست و دوباره عرق شرم

 بر چهره من هویدا شد.تازه این فقط دو موردش

بود نمیدونم این شیطونیاش تا کی میخواد ادامه داشته

باشه

سه شنبه 29 مرداد1387 |

مرد کوچک

باعرض پوزش فراوان به خاطر تاخیر در آپ کردن

ماهان کوچولوی ما دیگه کم کم داره برا خودش مردی میشه میگین نه پس گوش کنین:ماهان ۶ تا دندون داره ۲ ماهه میتونه راه بره بدوه سوار سه چرخه کوچولوش بشه شما فکر نمیکنین این خصوصیات برا مرد بودن کافی باشه

 
 

شنبه 12 مرداد1387 |
ارزو و نوشین

سلام
ما یعنی مامان و خاله ی ماهان تصمیم گرفتیم یکسری مطالب و خاطره و... در باره ی ماهان کوچولوی عزیز بنویسیم
خوشحال میشیم اگه شما هم با ما همراه بشین
mada5458@yahoo.com

پيوندهاي روزانه

3تایی ها

سارا کوچولو

قالب وبلاگ

مطبخ شيما

ساغر

مزون سیتا

مامان پرهام

مامان نازنین

عکس های قدیمی

مامان آرین

مامان نیکان

یه وبلاگ خوشمزه

مطبخ خاله خانوم

آشپزي ايروني

امیرماهان و مامان

آویزون

عمو سبزی فروش

شعر

مهاجر

نیوار

مطالب اخير

آتلیه

تولدت مبارک

عید

تولد وبلاگ

آزادی

عكس هاي شيراز

سفر

دلواپسي

کلافه

مرد کوچک

امکانات جانبی

RSS 2.0

Design By ParsTheme